تبليغاتX
یادداشت های روزانه


























یادداشت های روزانه

جاماندگان قایق مجنون..

دوستان سلام!
همونطور که میدونین درسا زیادن و دیگه نمیشه هی به نت سر زد

با اجازه تا اطلاع ثانوی بای بای!!!

برای ما3تا خعلی دعا کنید! ممنون!

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 7:29 توسط یکیمون|

چرا هیشکی نیس اینجا؟

دلم پوسید خو!


برچسب‌ها: دردِدل
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 19:39 توسط یکیمون|

 

دو شرکت کامپیوتری لیستی از احمقانه ترین سئوالاتی که مشتری هاشون پرسیدن تهیه کردن ... کاملا واقعیه ها !

۱- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any key) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم؟

۲- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.

۳- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد؟

۴- كاربر: اينترنت من كار نمي كند!
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟ كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

۵- كاربر: پسر ۱۴ ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده.

۶- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.

۷- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(Spy در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟

۸- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟

در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است :

مركز مشاوره : چه نوع كامپيوتري داريد؟
مشتري : يك كامپيوتر سفيد…

مركز : روي آيكن My Computer در سمت چپ صفحه كليك كن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مشتري : سلام…من نمي تونم پرينت كنم.
مركز : ميشه لطفاً روي Start كليك كنيد و…
مشتري : گوش كن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
مشتري : من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي كنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا كنم» من حتي پرينتر رو بلند كردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما كامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش كنه…

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشكل دارم…
مركز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مركز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy كه دوستم از سوپرماركت برام خريده.

مركز : و الآن F۸ رو بزنين.
مشتري : كار نمي كنه.
مركز : دقيقاً چه كار كردين؟
مشتري : من كليد F رو ۸ بار فشار دادم همونطور كه بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته…

مركز : رمز عبور شما حرف كوچك a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتري : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟

يك مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مركز : شما مطمئنيد رمز درست رو به كار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همكارم اين كار رو كرد.
مركز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مركز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي كنيد؟
مشتري : Netscape
مركز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد… Internet Explorer

مشتري : من يك مشكل بزرگ دارم. يكي از دوستام يك Screensaver روي كامپيوترم گذاشته، ولي هربار كه ماوس رو حركت ميدم، غيب ميشه!

مشتري : من بيش از ۴ ساعت براي شما صبر كردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميكشه قبل از اينكه بتونين كمكم كنيد؟
مركز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشكلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word كار مي كردم و دكمه Help رو كليك كردم
بيش از ۴ ساعت قبل. ميشه بگيد كي بالاخره كمكم مي كنيد؟

مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مركز : خوب، و چه مشكلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

پس می تونین به دانش کامپیوتری خودتون امیدوار بشین کلی !!

 

برداشتی از این وبلاگ!

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 17:22 توسط یکیمون|

سلام علیکم!

حال شما؟

چیطورین؟

سال نوتون مبارک! :-*

واااااااااااااااااای جاتون خالیییییییی همین الان از شیراز اومدم!

اینقد خوش گذشت!

اینقد جیگر بود!

اینقد بارون اومد!

اینقد هوا لطیف بود!

اینقد فضا عاشقونه بود‍! ( :))))))))))))))))) )

امسال گمون کنم بسیاااار نیکوست!

همچین از بهارش پیداس!
خدا رحممون کنه!

ببخشید که تبریکم 13 روز تاخیر داشت!

تقدیم با عشق

نخودی

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 23:47 توسط یکیمون|

besmellah ..


agha salam ..


haale shoma ? khubid ?


man ke aaliam !


umadam ye salami arz konam ..


hamin ..


نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 0:37 توسط یکیمون|


نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچ یک از مردم این آبادی...


به حباب نگران لب یک رود قسم،


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


غصه هم می گذرد،


آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...


لحظه ها عریانند.


به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...


برچسب‌ها: چیزای خوشگل
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 19:54 توسط یکیمون|

بیاین جول نشیم!

کار زشتیه

:)


برچسب‌ها: دردِدل
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 23:37 توسط یکیمون|

تنها 34 ساعت دیگه تا پایان 16 سالگیم باقی مونده!

حس غریبیه...

چقد زود گذشت!

خداییش انگار دیروز بود!


برچسب‌ها: یادش بخیرها
نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 17:51 توسط یکیمون|

"گمشده ها!"

فکر کنم 10امین آپ منه!

کسی این دوتا رفیق ما رو ندیده این ورا؟

باقالی و لوبیای عزیز!

هرجا هستید سریعا اعلام وجود کنید!

"نخودیِ عصبانی"

نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 12:54 توسط یکیمون|

سلام !

امروز 1اسفنده..

ماه من!
یادش بخیر پارسال این موقع...

___________

بعدا نوشت: تولدت مبارک رفیق...  :)


برچسب‌ها: يادش بخير ها
نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:54 توسط یکیمون|


آخرين مطالب
» آخرین پست نخودی
» هیییی!
» سئوال های ابلهانه کامپیوتری!
» نخود شیرازی!
» baz ham baghali ..
» :)
» نصیحت
» شمارش معکوس!
» اطلاعیه فوری
» اسفند

Design By : Pichak